برترین و بهترین بازی های جنگ جهانی اول و دوم برای کامپیوتر (PC)

مورد اخیر با پیشرفت جنگ افزارهای دقیق و برنامه ریزی های دقیق قبل از تهاجم به نقاط استراتژیک و مشخص قابل حصول است و بخشی دیگر تابع مدیریت اخلاقی جنگ و نظارت مجامع بین المللی بر حسن اجرای جنگیست که عادلانه اش می خوانیم. به یقین، صلح باوری و طرفداری از صلح، یکی از ایده آل های انسانی در جوامعیست که اصل مطلق آشتی و صلح را بر نزاع و درگیری ها ترجیح می دهند. جنگ به درگیری سازمانیافته، مسلّحانه گفته میشود که بین دولتها، ملتها یا گروههای دیگر انجام شده و با خشونت شدید، گسیختگی اجتماعی و تلفات جانی و مالی همراه است.

رئیس جمهوری فرانسه در این گفتگو همچنین درباره «وخامت اوضاع، ادامه حملاتی که سبب آسیب دیدن غیرنظامیان میشود و رعایت نکردن قوانین بشردوستانه» در شرایطی که مذاکرات بین هیئتهای روس و اوکراینی هنوز به نتیجهای نرسیده صحبت کرد. جنگ هیبریدی یا همان جنگ ترکیبی به راهبرد نظامی پیچیدهای اطلاق میشود که ترکیبی از نبردهای متعارف، نامتعارف، سایبری، روانی و اطلاعاتی را در خود جای میدهد. از همین رهگذر مسیحیان آن دوران، جنگ های صلیبی بین خود و مسلمانان را جنگی مشروع می نامیدند. پوتین با نزدیک شدن به 70 سالگی احساس می کند که اگر قرار است اثری از خود در تاریخ روسیه بگذارد، یا اکنون است و یا هرگز!

ند پرایس، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در سخنانی مدعی شد تحریمهای اقتصادی علیه روسیه سبب بسته شدن بورس در این کشور شده، روبل (واحد پول روسیه) سقوط کرده و مسکو در حال نزدیک شدن به مرحله عدم توانایی پرداخت بدهی خود است. فیلم در ابتدا به کارگردان بزرگ ژاپنی کووساوا سپرده شد اما بعد از دوسال عدم توسعه، توزیعکننده فیلم یعنی فاکس قرن بیستم کارگردانی این پروژه را به کینجی فوکاساکو کارگردان فیلم «نبرد سلطنتی» محول کرد. بریتانیا از سال ۲۰۰۲ میلادی فعالیتهای نظامی مستقل خود را آغاز کرد. ، به مفهوم آماده گی نداشتن برای جنگ نیست، بلکه برعکس به معنی آمادگی نظامی با نهایت کوشش است.

طبق اين روايت قوّه، شامل رنگ مو و هر چيزى كه دشمن را بترساند و روحيه اش را تضعيف كند مى گردد و اين، دليل بر گستردگى مفهوم واژه قوّه است. دشمن ناجوانمردانه و به صورت وحشیانه به این غنچه تازه از دل خاک برآمده یورش برد و جنگ تمام عیاری را آغاز کرد. در این صورت جنگ عادلانه تنها باید در کشورهایی صورت پذیرد که مردم آن کشور، توان حق تعیین سرنوشت خود را نداشته باشند. از نظر او، این مداخله، بازگرداندن حق تعیین سرنوشت به انسان هاییست که توان تغییر سرنوشت خود را ندارند.

• اعتماد به نفس پایین نیز یکی دیگر از مواردی است که می تواند درباره ی هر مسئله ی کوچکی برای فرد، جنگ ذهنی راه بیندازد چرا که فرد به دلیل پایین بودن اعتماد به نفسش، قدرت حلاجی کردن مسائل و اعتماد به عملکرد خود را از دست می دهد. قبل از هر چیزی یاد بگیرید که حواستان را با کتاب خواندن، فیلم دیدن، پیاده روی، گردش و هزار و یک کار دیگر پرت کنید. جنگ عادلانه یا جنگ مشروع یک دکترین قرون وسطای اروپاییست؛ هرچند ریشه های آن را می توان تا دوران دور و در کتاب مهابهاراتای هندوها دنبال کرد.

مثلا انتظار برای نتیجه ی یک آزمایش و یا انتظار برای پایان یک عمل جراحی و موارد شبیه این گزینه، می تواند تاثیر بسیار زیادی در بهم ریختگی ذهنی و جنگ ذهنی شما داشته باشد. متخصصان جنگ نرم، ضمن تهدید و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف به آنان چنین القاء میکنند که خطرات و صدمههای احتمالی و حتی فراوانی بر سر راه آنان ممکن کرده است و از این طریق، آیندهای مبهم و توام با مشکلات و مصائب برای افراد ترسیم میکنند. در حقیقت در مقام احقاق ابتدا وجود نهادهای عادل برای صدور مجوز اخلاقی جنگ و سپس در مورد اخلاق جنگی مبتنی بر عدالت، در زمان جنگ، بحث می نماییم.

کسى که در مقام رهبرى انقلاب اسلامى و جنگ تحمیلى قرار داشته است. در خصوص مورد دوم، جنگ عادلانه را در مقام احقاق مورد واکاوری قرار می دهیم؛ یعنی فرض می کنیم امکان حدوث جنگی عادلانه وجود دارد، حال که چنین جنگی می تواند به وقوع بپیوندد باید از طرف چه نهادهای نظارتی و با چه تمهیداتی صورت بگیرد و پس از وقوع جنگ، در مورد عادلانه جنگیدن و حدود مشروع بودن جنگیدن بحث می کنیم. بنابراین اگر قول عادلانه بودن جنگی را از نیروهای متخاصم بپذیریم، باید سازوکاری نظارتی بر عادلانه بودن جنگ، نظارت نماید. اصولاً چه کشور یا کشورهایی باید مسئولیت مداخله را بر عهده بگیرند و چه سازوکار نظارتی بر حسن نیت و حسن اجرای جنگ هایی که آرمانی عادلانه دارند، حکم فرماست؟

چنانکه گفته شد، همه به طور بدیهی می پذیریم هر کشوری در صورت تعرض حق دفاع از خود را دارد، و چنین دفاعی، تا زمانی که به قصد دفع حمله باشد، عادلانه است. دست آخر همه بر روی حق دفاع کشوری در برابر تعرض کشوری دیگر اتفاق نظر داریم. از طرفی اصل احترام به حق تعیین سرنوشت، یک اصل عادلانه و یکی از حقوق بنیلدی هر ملت است. یک حکومت راستی متحد آمریکا در بخش جنوبی و یک حکومت کمونیستی متحد شوروی در بخش شمالی به قدرت رسید که هر دو مدعی حکومت بر کل شبهجزیره کره بودند و طرف مقابل را هیچگاه رسمیت نشناختهاند.

درباره جنگ نیز، همانند سایر مفاهیم، تعریفهاى مختلفى بیان شده است که هر یک بیانگر نگرش خاصى، به جنگ است. ابداع این مفهوم به دوران جمهوری رم بازمیگردد. لیکن همانطور که گفته شد، شاخ و برگ گرفتن این مفهوم به قرون وسطی اروپا و مخصوصاً به آرای آگوستین و آکوییناس قدیس بازمیگردد. ایجاد تردید و بدبینی نسبت به بسیاری از مسائل یك اصل و قاعده است حركت در این جنگ با خلق تردید و ایجاد ناامیدی و یاس شروع می شود و برای توفیق با نوپردازی به صورت ظریف و آرام در باورها و اعتقادات اساسی تردید ایجاد می وشد و به مرور بر دامنه این تردیدها افزوده شده تا د رنهایت به ایجاد تغییرات اساسی در ارزشها و باروها دست یابند.

جنگ یک شر است، اما بعضی جنگ ها شر ضروری اند؛ برخی جنگ ها در شرایطی مجاز و مشروع است و کشورها می توانند بر طبق برخی اصول، به جنگ متوسل شوند. کتاب “جنگ های عادلانه و ناعادلانه” ی او، در نتیجه ی تاملات جنگ ویتنام و تلاش برای نوسازی آرای قدیمی جنگ های عادلانه در قرون وسطی و مخصوصاً با رویکرد نو به مساله ی محدودیت اعمال زور میان دولت هاست که به نظریه ی جنگ مشروع (legitimate war) مشهور است. در این پیام آمده بود: «گمان نکند ملت ما که دولت ایران و ارتش ایران عاجز از این است که جواب به اینها بدهد.

مواردى چون عشق به قدرت، سودجویى، قدرتطلبى، خودنمایى و نظایر آن، از جمله علل جنگ معرفى شدهاند؛ در حالى که این موارد، معلول علت دیگرى هستند. در این جنگ بیش از سایر جنگها، بر اصولى چون ایجاد انفجار در پشت خطوط اصلى، به ستوه آوردن دشمن، ناامن کردن و قطع راههاى ارتباطى دشمن، عملیات ناگهانى علیه آن، تغییر دائم میدان جنگ و نظایر آن تکیه مىشود.(23) اقدامات فوق به عقیده مائو تسه تونگ(24) ـ رهبر انقلاب چین ـ در سه مرحله انجام مىشود.

لیکن جدل بر سر آن دسته جنگ هاییست که غالباً آتش افروزانش از اخلاقی بودن جنگی که به راه انداخته اند، دم می زنند. جنگ نرم مسئله ی نوینی نبوده و از سبقه ی تاریخی برخوردار می باشد، بدان صورت که در ابتدا چهره ی ساده ای داشته یعنی به صورت شایعه پراکنی،دروغ و اهانت بوده اما با گذشت زمان و تحولات و پیچیدگی های روز افزون اجتماعی، این رویکرد نیز پیشرفت نموده و از پیچیدگی، ظرافت و تاثیر گذاری بیشتری برخوردار گشته است. و در نهایت چه نهادی باید بر لزوم اجرای جنگ عادلانه در کشوری داوری کند و چنانچه کشور مداخله گر از آن اصول عدول نمود، چه راهی برای جبران خسارات وجود دارد؟

دیدگاهتان را بنویسید